مرتضى راوندى

280

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

رابطهء مردم با شهر و ديار خود : در زبان و ادبيات فارسى و در فرهنگ عاميانه ، راجع به علاقهء مردم به شهر و بازار و خانهء مسكونى خود ، مطالب جالب و دلنشينى به چشم مىخورد هركس به شهر خود شهريار است : ( تمثيل ) . من ، گر تو ببلخ شهريارى * در خانهء خويش شهريارم ناصرخسرو و ليكن چو بينى سرانجام كار * به شهر خود است آدمى شهريار نظامى غم غريبى و غربت چو برنمىتابم * به شهر خود روم و شهريار خود باشم حافظ در خانهء خود هيچكسى خرد نباشد * تا جغد بود ساكن ويرانه ، بزرگ است صائب درون خانهء خود هر گدا شهنشاهى است * قدم برون منه از حد خويش و سلطان باش صائب راجع به بازار و خصوصيات آن نيز در آثار گذشتگان ، مطالبى آمده است : بگفت اين سخن پس به بازار شد * به ساز دگرگون خريدار شد فردوسى بيهقى گويد . . . پس از سه روز ، مردمان به بازارها باز آمدند - [ ص 291 ] دكانها و بازارهاى موقت ، نظير جمعه بازار ، شنبه بازار نيز از ديرباز معمول بود « . . . و اندر مرسمند » در هر سالى ، يك روز بازار بود كه گويند آن روز در آن بازار ، افزون از صد هزار دينار بازرگانى كنند [ حدود العالم ] . بازار كه اروپاييان نيز به‌همين معنى استعمال مىكنند لغتى است فارسى . بىسيم ز بازار تهى آيد مرد * دارم مثلى به حال خويش اندر خورد قابوسنامه شهرهاى قرون وسطى ، چنان كه اشاره شد غالبا به حكم ضروريات و موقعيت ترانزيتى و بازرگانى بوجود مىآمد ، و با گذشت زمان بطور طبيعى رشد و تكامل مىيافت ، اين نوع شهرها معمولا پايدار و با آمدورفت سلسله‌ها تغييرى در وضع آنها آشكار نمىشد ، برخى ديگر از شهرها برحسب امر پادشاهان بوجود مىآمد ، اين نوع شهرها نيز در صورتى كه با توجه بضروريات اقتصادى و نيازمنديهاى اجتماعى شكل مىگرفتند پايدار و برقرار مىماندند و در صورتى كه بدون توجه به مقتضيات اقتصادى و اجتماعى و برحسب دستور بوجود مىآمدند ممكن بود پس از چندى ارزش و اهميت خود را از دست بدهد . مير سيد ظهير الدين مرعشى در تاريخ طبرستان و رويان ( 815 - 892 هجرى قمرى ) ، راه و رسم شهرسازى را در قرن نهم هجرى : زير عنوان « گفتار در بنياد عمارت « واتاشان » و توطن در آن مقام » چنين توصيف مىكند : « چون فصل خزان رسيده بود و هواى كوهستان رو به خنكى آورده ، به ولايت ناتل تشريف فرمودند ، و قريهء واتاشان را جهت موطن و مسكن و مقام ايالت و سلطنت خود